دوره 7, شماره 2

پاییز و زمستان 1393

فهرست مطالب

مقالات

هدف: پپتيدYY، پپتيد روده اي است كه در تنظيم دريافت غذا نقش اساسي دارد. با اين حال تغييرات پپتيدYY پس از سازگاري با تمرينات مقاومتي تا كنون مورد بررسي قرار نگرفته است. هدف از اين پژوهش بررسي اثر هشت هفته تمرين مقاومتي بر سطوح پلاسمايي پپتيدYY ناشتايي در زنان چاق غير فعال بود. روش‌شناسی: در اين راستا 24 نفر زن چاق با ميانگين سن (24/2 ±08/33  سال) كه سابقه بيماري خاصي نداشتند، به طور تصادفي در دو گروه تجربي (13n=) و كنترل (11n=) قرار گرفتند. اطلاعات اوليه دو گروه مثل قد، وزن، درصد چربي و شاخص توده بدن با وسايل مخصوص اندازه گيري شد. سپس گروه تجربي با برنامه تمريني به صورت دايره اي با وزنه و با بكارگيري عضلات اصلي و با رعايت اصل اضافه بار به مدت 8 هفته و هر هفته 3 جلسه تمرين نمود. دو مرحله خون گيري در حالت 12 ساعت ناشتايي، قبل از شروع تمرين و 48 ساعت پس از آخرين جلسه تمرين از تمامي افراد انجام گرفت (2سي سي از ساعد دست چپ). نتایج: نتايج بدست آمده از اين پژوهش بيانگر اين موضوع بود كه  تمرين مقاومتي باعث تغيير معني دار سطوح هورمون  پپتيد YYگروه تجربي نسبت به گروه كنترل و باعث كاهش سطح ناشتايي اين هورمون گرديده است (001/0(p=. نتیجه‌گیری: اين نتایج احتمالا خود بيانگر افزايش اشتها و تمايل بيشتر به دريافت غذا به علت جبران انرژي از دست رفته طي تمرينات مي باشد .
محمدرضا اسد, علی آهور, مهناز نجفی, ناهید اسماعیلی
PDF
هدف: استفاده از مکمل­هاي ضد اکسایشی، از فشار اکسایشی ناشی از تمرین­هاي شدید می­کاهد. از این­رو، هدف از تحقیق حاضر، بررسی اثر مصرف حاد مکمل کوآنزیم Q10  بر غلظت آسپارتات آمینو ترانسفراز (AST) و کوفتگی عضلانی تأخیری (DOMS) متعاقب یک جلسه فعالیت مقاومتی در دانشجویان پسر ورزشکار انجام شد. روش‌شناسی: به این منظور 18 نفر دانشجوی ورزشکار با سابقه حداقل 6 ماه فعالیت ورزشی منظم (سن: 2/1±1/21 سال، وزن: 1/8±5/72 کیلوگرم، قد: 3/7±4/177 سانتیمتر و شاخص توده بدن: 1/2±2/23 کیلوگرم بر مترمربع) و با آرایش تصادفی به دو گروه مکمل کوآنزیم Q10 و دارونما تقسیم گردیدند. در این مطالعه آزمودنی­ها 120 دقیقه قبل از انجام فعالیت، مکمل کوآنزیم Q10  (200 میلی­گرم به ازای هر آزمودنی) یا دارونما (آرد) به روش دو سوکور مصرف کردند و در یک جلسه فعالیت مقاومتی دایره­ای شامل پنج ایستگاه شرکت نموده که در سه دوره با 75 درصد یک تکرار بیشینه انجام شد. غلظت AST در چهار مرحله قبل از مصرف مکمل یا دارونما، بلافاصله، 24 و 48 ساعت پس از فعالیت اندازه­گیری شد. DOMS علاوه برا ین زمان­ها در فاصله 72 ساعت پس از فعالیت ارزیابی شد. برای تحلیل داده­ها از آزمون تحلیل واریانس یک طرفه با اندازه­گیری­های مکرر، آزمون‌های تعقیبی بونفرنی و آزمون t مستقل استفاده شد. نتایج: نتایج پژوهش نشان داد تغییرات سطوح آنزیمی AST بین گروه مکمل و دارونما تفاوت معنی­داری نداشت (072/0=p). اما تغییرات DOMS بین دو گروه معنی­دار بود (032/0=p). نتیجه‌گیری: بر اساس یافته­های حاضر به نظر می­رسد که مصرف حاد مکمل Q10 ممکن است باعث افت DOMS (شاخص خستگی) و غلظت AST (شاخص آسیب سلولی) در دانشجویان پسر ورزشکار پس از انجام فعالیت مقاومتی شود. 
مهدی چنگیزی, محسن ابراهیمی, سید محسن آوندی
PDF
هدف:شناوری در آب سرد برای سرعت بخشیدن به بازیافت پس از تمرینات شدید و آسیب زا مورد توجه ورزشکاران قرارگرفته است. با توجه به اهمیت سلول های ماهواره ای و نقش پاسخ های التهابی در روند ترمیم، هدف از این پژوهش بررسی تاثیر شناوری در آب سرد پس از فعالیت ورزشی اسنتریک بر بیان ژن MyoD به عنوان شاخص فعال سازی سلول های ماهواره ای ،CK به عنوان شاخص غیر مستقیم آسیب و  IL-6 و IL-10 بعنوان شاخص های التهابی در موش های نر بود. روش شناسی: 30 سر موش جوان سالم ونژاد ویستار (دامنه وزنی 10±300 گرم) به طور تصادفی درپنج گروه شش تایی به عنوان نمونه انتخاب شدند. طرح تحقیق تجربی بود و آزمودنی ها پروتکل فعالیت ورزشی اسنتریک به مدت 90 دقیقه را اجرا کردند. دو گروه دروهله های زمانی 3 و 48 ساعت بازیافت از فعالیت به همراه 10 دقیقه شناوری در آّب سرد و دو گروه با همان دوره های زمانی بازیافت بدون  شناوری در آب سرد و یک گروه به عنوان کنترل بررسی شدند. تغییرات بیان ژن MyoD در عضله اسکلتی FHL و سطوح سرمی CK، IL-6 و IL-10در چهار گروه مقایسه شد. داده های بیان ژن با نرم افزار Rest و داده های سرمی با استفاده از آزمون t مستقل تجزیه و تحلیل شد. نتایج: نتایج نشان داد mRNA MyoD در گروه سه ساعت پس از فعالیت ورزشی اسنتریک همراه با شناوری در آب سرد افزایش یافت و سطوح IL-6 و IL-10 در این گروه نسبت به گروه سه ساعت بعداز فعالیت اسنتریک بدون شناوری در آب سرد کاهش معنی دار داشتند ولی تغییرات CK معنی دار نبود.تغییر معنی داری در mRNA MyoD و Ck, IL-6, IL-10 سرمی در 48 ساعت پس از فعالیت اسنتریک همراه با شناوری مشاهده نشد.  نتیجه گیری: بر اساس یافته های این تحقیق احتمالا  استفاده از آب سرد در زمان بازیافت موجب فعال سازی سلول های ماهواره ای و کاهش پاسخ های التهابی درفاز اولیه آسیب پس از فعالیت ورزشی اسنتریک می شود.
گلنوش صدق روحی, عباسعلی گائینی, محمد رضا کردی, مهدی هدایتی, مریم زرکش, رعنا فیاض میلانی
PDF
هدف:  هدف از اجراي آزمون­هاي برآورد كننده­ی حداكثر اكسيژن مصرفي VO2max، اندازه­گيري آمادگي هوازي است. آزمون حداكثر اكسيژن مصرفي راهي براي شناخت عملكرد دستگاه قلبي- تنفسي فراهم مي­كند. بر همين اساس پژوهشگر در نظر دارد دقت استفاده از معادلات رگرسيوني جهت برآورد VO2max و ارزيابي آمادگی قلبی- تنفسی براساس داده­های غيرورزشي در زنان بزرگسال را مورد بررسی قرار دهد. روش­شناسي: به منظور دستیابی به اهداف پژوهشی تعداد30 نفر از دانشجويان دختر دانشگاه خوارزمی تهران با ميانگين سن، وزن و قد 41/2±96/24 سال، 08/7±07/57 کيلوگرم و 15/5 ±55/162 سانتيمتر به عنوان آزمودني­های تحقيق انتخاب شدند .ابتدا آزمودنی­ها، فرم    رضايت­نامه و پرسشنامه­ي داشتن آمادگي جهت انجام فعاليت­بدني rPar-Q را تكميل نمودند. قبل از اجراي پروتکل ورزشي مرحله­اي بيشينه،    داده­هاي غيرورزشي که شامل ثبت سن، برآورد شاخص توده­ی بدن، تکميل پرسشنامه­ي N-EX كه شامل دو بخش درك توانايي­هاي عملكردي PFA  و ميزان فعاليت­بدني  PA-Rبود، جمع­آوري شد. سپس تمام شركت­كننده­ها (30 نفر) با دامنه­ی سني 30-18 سال آزمون ورزشي مرحله­اي بيشينه­ی بروس بر روي نوارگردان را همراه با استفاده از گاز آنالايزر انجام دادند. جهت تجزيه و تحليل داده­هاي پژوهش از آزمون­هاي آماري رگرسيون خطي چندگانه، تحليل واريانس براي اندازه­گيري­هاي تکراري، آزمون تعقيبيLSD ، همبستگي پيرسون و روش آماري PRESS استفاده شده­است. نتايج: نتایج تحقیق نشان داد که هر سه معادله­ی رگرسیونی جکسون، جورج و برادشاو از دقت و پایایی لازم جهت برآورد  VO2maxو  ارزيابي  آمادگی قلبی- تنفسی در گروه مورد پژوهش برخوردار بوده به خصوص وقتی که با معادله­ی تردمیل بروس مقایسه ­شوند. همچنین هر سه معادله­ی رگرسیونی به دست آمده از تحقیق حاظر، نسبت به معادلات رگرسیونی جکسون، جورج و برادشاو از دقت و پایایی لازم بیشتری جهت برآورد VO2max و ارزيابي آمادگی قلبی- تنفسی در گروه مورد پژوهش برخوردار بوده به خصوص وقتی که با معادله­ی تردمیل بروس مقایسه ­شوند. نتيجه­گيري: براساس نتایج به دست آمده می­توان چنین نتیجه­گیری کرد که معادلات رگرسیونی جدید به­دست آمده از تحقیق حاظر نسبت به معادلات مدل جکسون، مدل جورج و مدل برادشاو از دقت و پایایی بیشتری برای ارزیابی VO2max و آمادگی قلبی- تنفسی برخوردار است و می­توان آنهارا به عنوان جایگزین مناسبی برای مدل­های ذکر شده معرفی کرد.
حنا غفاری, علی کاظمی, نادر علیجانپور
PDF
هدف: هدف از تحقیق حاضر، تعیین تاثیر تمرینات تداومی و تناوبی استقامت عضلانی بر برخی متغیرهای ساختاری و عملکرد قلبی تنفسی و رکورد دوندگان تمرین کرده بود. روش شناسی : 27 مرد جوان بصورت داوطلبانه در تحقیق حاضر شرکت نمودند.آزمودنی پس از جلسه آشنائی، بر اساس رکورد یک مایل و بطور تصادفی در دو گروه تناوبی و تداومی و یک گروه کنترل (سن،40/3±89/19سال؛ قد، 23/5±04/186سانتی متر؛ وزن، 55/8±97/77 کیلوگرم (قرار گرفتند. جهت سنجش متغیرهای ساختاری و عملکردی قلب، از دستگاه اکوکاردیوگرافی دو بعدی و داپلر استفاده شد. کلیه آزمودنی ها به مدت 8 هفته و سه جلسه در هفته در تمرینات حضور یافتند. جهت تجزیه و تحلیل آماری داده ها، ازآزمونهای آناليز واريانس یکطرفه آنوا وآزمون تعقیبی بانفرونی استفاده شد. نتایج: اجرای هشت هفته تمرینات تداومی و تناوبی استقامت عضلانی، بر متغیرهای تحقیق تاثیر معناداری داشت (05/0>p). نتایج نشان داد که بیشترین تاثیر بر متغیرهای حداکثر اکسیژن مصرفی، حداکثر سرعت هوازی، سرعت درآستانه بی هوازی و درصد کسر تخلیه ای و رکورد دوندگان، مربوط به گروه تناوبی و در خصوص حجم ضربه ای مربوط به گروه تداومی بود. در رابطه با سپتوم بین بطنی و حداکثر زمان رسیدن به واماندگی ،بین گروههای تحقیق اختلاف معنی داری وجود نداشت. بحث و نتیجه گیری : نتایج نشان داد که جهت تقویت برخی متغیرهایی که قبلا از تمرینات تداومی استفاده می شد می توان از تمرینات تناوبی نیز بهره گیری نمود.
مهرزاد عبادی قهرمانی, بهمن تاروردی زاده, مقصود پیری, حمید آقا علی نژاد
PDF
هدف: مطالعات نشان داده است که تمرینات ورزشی شدید با افزایش سطح رادیکال های آزاد و ایجاد شرایط استرس اکسیداتیو همراه است، لذا هدف از تحقیق حاضر بررسی اثر فعالیت تمرینی شدید بر تغییرات بیان ژنی آنزیم کاتالاز لنفوسیتی در بازیکنان فوتبال بود. روش شناسی: در این پژوهش 9  نفر فوتبالیست جوان آماتور (16-18سال) از میان بازیکنانی که داوطلب شرکت در این تحقیق بودند به صورت تصادفی ساده انتخاب شد. در سه مرحله قبل از انجام آزمون ورزشی شدید GXT (Graduate Exercise Test )، بلافاصله بعد از آزمون ورزشی و 3 ساعت بعد از آن  در هر بار به مقدار4میلی لیتر خون از آزمودنی های جهت سنجش سطوح mRNA کاتالاز جمع آوری شد. نتایج: یافته ها  نشان داد سطوح  mRNAکاتالاز لنفوسیتی فوتبالیست های جوان بلافاصله پس از فعالیت( 17/0 = p) و 3 ساعت پس از فعالیت ورزشی ( 08/0 = p) به طور غیر معنی داری افزایش یافت. بحث و نتیجه گیری:  بر اساس نتایج تحقیق مشخص شد که فعالیت ورزشی شدید باعث افزایش غیر معنی دار سطح mRNAکاتالاز لنفوسیتی بازیکنان جوان فوتبال می شود که این امر احتمالا به دلیل سازگاری در فرایند پس از رونویسی mRNAکاتالاز لنفوسیتی در بازیکنان فوتبال می باشد.
محسن اکبر پور, حمید امینی, جواد آقازاده, احترام عیسی نژاد
PDF
هدف: تاثیر تمرین موازی بر وضعیت التهابی و آمادگی جسمانی دختران نوجوان غیرفعال کمتر تحت مطالعه قرار گرفته است. هدف از مطالعه حاضر بررسی تاثیر تمرین موازی به مدت چهار و هشت هفته بر شاخص­های التهابی، قدرت عضلانی و عملکرد قلبی-تنفسی در دختران نوجوان غیرفعال بود. روش‌شناسی: در یک مطالعه نیمه­تجربی بیست ­و سه نفر از دختران نوجوان غیرفعال بطور تصادفی به دو گروه تمرین (11=n، 28/0±07/17 سال، 7/8±45/53 کیلوگرم، 9/3±98/20 کیلوگرم بر مترمربع) و کنترل (12=n، 25/0±16/17 سال، 1/9±50/56 کیلوگرم، 1/3±44/21 کیلوگرم بر مترمربع)تقسیم شدند. ویژگی­های عمومی آزمودنی­ها و سطوح سرمی شاخص‌های التهابی پروتئین واکنشگر C (CRP) و عامل نکروز تومور-آلفا (TNF-α) قبل، پس از هفته چهارم و پس از هفته هشتم دوره تمرین اندازه­گیری شد. پروتکل تمرین موازی شامل هشت هفته حرکات هوازی موزون و تمرین با وزنه (3 جلسه تمرین در هفته، حرکات هوازی با شدت 60 تا 75 درصد حداکثر ضربان قلب و به مدت 15 تا 30 دقیقه و تمرینات با وزنه با شدت 60 تا 70 درصد یک تکرار بیشینه و به مدت 25 تا 55 دقیقه در هر جلسه) بود. نتایج: تجزیه و تحلیل داده­ها با آزمون تحلیل واریانس دو عاملی با اندازه­گیری­های مکرر صورت گرفت. سطح معنی­داری 05/0>P در نظر گرفته شد. وزن، نمایه توده بدن، درصد چربی بدن و غلظت­های سرمی CRP و TNF-α آزمودنی­ها پس از دوره تمرین تغییری نکرد. قدرت عضلانی و عملکرد قلبی-تنفسی در پایان هفته چهارم و به میزان بیشتری در پایان هفته هشتم دوره تمرین افزایش یافت(05/0>P). نتیجه گیری: اجرای تمرین موازی تاثیری بر اندازه­های آنتروپومتریکی و شاخص­های التهابی دختران نوجوان غیرفعال ندارد، اما آمادگی جسمانی وابسته به سلامت را بهبود بخشید و بهبودی حاصله متعاقب هشت هفته تمرین بیشتر از چهار هفته تمرین بود. 
ویان وثوقی بانه, فتاح مرادی, حمید آقا علی نژاد, مقصود پیری
PDF
هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی اثر 12 هفته تمرینات منتخب یوگا بر گلوکز ناشتا، هموگلوبین گلیکوزیله و نیم­رخ لیپیدی در زنان مبتلا به دیابت نوع 2 بود. روش­شناسی: سی زن مبتلا به دیابت نوع 2 با میانگین سن (3/3±8/46 سال)، BMI (0/5±6/29 کیلوگرم بر متر مربع) و با 6/2±4/6 سال سابقة بیماری بر اساس معیارهای مشخص در پژوهش انتخاب شدند و در گروه‌های تمرین یوگا (15 نفر) و کنترل (12 نفر) قرار گرفتند. برنامه تمرین گروه تجربی مدت 12 هفته هر هفته سه جلسه و هر جلسه 90 دقیقه به طول انجامید. سطوح گلوکز ناشتا (FBS)، هموگلوبین گلیکوزیله (HbA1c)، تری­گلیسرید (TG)، لیپوپروتئین با چگالی زیاد (HDL-C)، لیپوپروتئین با چگالی کم (LDL-C)، لیپوپروتئین با چگالی بسیار کم (VLDL) و کلسترول تام آزمودنی­ها 48 ساعت قبل از شروع تمرین و 48 ساعت بعد از اتمام دوره تمرین اندازه­گیری شد. یافته­ها: نتایج تحقیق حاضر نشان داد که 12 هفته تمرین یوگا موجب کاهش معنی­داری در غلظت گلوکز ناشتا (000/0p=)، هموگلوبین گلیکوزیله (034/0p=)، LDL (009/0p=)،  VLDL (027/0p=) و افزایش معنی­داری در غلظت HDL (003/0p=) در زنان مبتلا به دیابت نوع 2 شد. نتیجه­گیری: 12 هفته تمرین یوگا موجب بهبود در سطوح گلوکز، هموگلوبین گلیکوزیله و HDL، LDL و VLDL خون می­شود و احتمالاً برای تأثیر بیشتر بر تری گلیسرید و کلسترول تام باید مدت دوره­ی تمرین در این بیماران بیشتر شود.
طیبه نظری گیلان نژاد, محسن ابراهیمی, روح الله حق شناس, تهمینه سعیدی ضیابری
PDF