دوره 5, شماره 2

پاییز و زمستان 1391

فهرست مطالب

مقالات

چكيده:
هدف تحقيق : بيماري پاركينسون به سبب اختلال در مراكز كنترل بدن باعث به وجود آمدن ارتعاش در حالت استراحت، برادي
كينزي، لرزش، سختشدگي عضلاني و عدم تعادل وضعيتي ميشود. اين بيماري بر اثر از بين رفتن سلولهاي دوپامينرژيك مغز
مياني بوجود ميآيد. فاكتور نروتروفيك مشتق از سلولهاي گليال بطور اساسي بعنوان فاكتور نروتروفيك نرون هاي دوپامينرژيك
مغز مياني شناخته شده است. هدف اين پژوهش بررسي تاثير حفاظتي 12 هفته تمرين اختياري روي چرخ دوار بر سطح فاكتور
نروتروفيك مشتق از سلولهاي گليال مخچه موش هاي پاركينسوني القائي ب ا سم عصبي 6-هيدروكسي دوپامين بود . روش
تحقيق: در اين مطالعه تجربي آزمايشگاهي، 21 سر موش صحرايي نر به طور تصادفي به سه گروه: سالم، كنترل پاركينسوني و
تمرين- پاركينسون (گروهي كه ابتدا تمرين داشتند و سپس محلول 6-هيدروكسي دوپامين دريافت كردند) تقسيم شدند . گروه
سالم و كنترل پاركينسوني تا پايان پژوهش در قفس مخصوص نگهداري شدند. گروه تمرين - پاركينسون به مدت 12 هفته در
قفس مخصوص كه مجهز به چرخ دوار بود قرار گرفت. پس از پايان 12 هفته مدت پژوهش، 250 ميكروگرم محلول 6-هيدروكسي
دوپامين به داخل بطن راست مغز گروههاي كنترل پاركينسوني و تمرين- پاركينسون تزريق شد. نهايتاً پنج روز بعد از تزريق داخل
اندازه گيري شد . بررسي ELISA بطني، بافت برداري انجام و سطح فاكتور نروتروفيك مشتق از سلولهاي گليال مخچه با روش
دادهها به روش آزمون آماري تحليل واريانس يكطرفه بين گروهها و آزمون تعقيبي توكي مورد مقايسه قرارگرفت . سطح معني -
در نظر گرفته شد. P ≥0/ داري 05
مخچه موشهاي پاركينسوني در گروه تمريني نسبت به گروه پايه و كنترل پاركينسوني GDNF نتايج : نتايج نشان داد كه سطح
نتيجه گيري: پيش درمان با استفاده از تمرينات ورزشي اختياري موجب پيشگيري از كاهش .(P= تفاوت معنادار دارد ( 0.001
مخچه شد و مقدار آن را نسبت به سطوح پايه افزايش داد. در نتيجه به نظر ميرسد نقش حفاظتي در برابر ضايعات القايي GDNF
ناشي از تزريق سم عصبي 6-هيدروكسي دوپامين در مخچه مدل تجربي پاركينسون دارد.
فریده آبادیان, ضياء فلاح محمدي
PDF
چكيده
كراتين كيناز ،(HSP) هدف: هدف اين مطالعه، بررسي اثر مكمل ضد التهابي زنجبيل بر تغييرات مقادير پروتئين شوك گرمايي
به ترتيب به عنوان ماركرهاي استرس سلولي، آسيب سلولي و ماركر التهابي متعاقب (CRP) C و پروتئين واكنش پذير (CK)
اجراي پروتكل تمريني قدرتي به روش آكسفورد (الگوي باردهي كاهنده) در مردان جوان واليباليست بود.
روششناسي: 20 مرد ورزشكار در يك طرح طولي به طور تصادفي به دو گروه تمرين قدرتي آكسفورد با و بدون مكمل زنجبيل
(گروه تجربي) و گروه دارونما همراه با اجراي تمرين قدرتي آكسفورد (با و بدون دارونمايي موسوم به نشاسته) تقسيم شدند.
آزمودنيهاي گروه تجربي 3 گرم پودر زنجبيل را در سه وعده (هر وعده يك گرم) مصرف كردند. گروه دارونما نيز يك كپسول
حاوي 1 گرم نشاسته (دارونما)، را با همان شيوه و مدت زمان گروه تجربي مصرف ميكردند. خونگيري از آزمودنيهاي تحقيق در
3 مرحله بلافاصله قبل، بلافاصله بعد و 24 ساعت پس از انجام تمرين آكسفورد انجام شد. براي مطالعه اثر پروتكل تمرين قدرتي و
يا اثر مكمل در مراحل مختلف از روش آناليز واريانس در اندازه گيري هاي مكرر استفاده شد.
در بلافاصله بعد از انجام CRP و CK و افزايش غيرمعنيدار مقادير HSP نتايج: تمرين آكسفورد باعث افزايش معني دار مقادير 72
آن شد و اين افزايش حتي پس از 24 ساعت بعد از آن به وضعيت اوليه بازنگشت. مكملگيري زنجبيل باعث كاهش معنيدار
شاخصهاي استرسي و التهابي مذكور در مرحله ي بلافاصله بعد از اتمام تمرين آكسفورد شد، اما باعث مهار كامل اين شاخصها در
مقايسه با گروه دارونما نشد.
بحث و نتيجهگيري: مصرف مكمل زنجبيل قبل از اجراي فعاليتهاي ورزشي يك روش درماني جايگزين براي مهار افزايش و يا
تخفيف اثرات التهابي و استرسي ناشي از پروتكل تمريني سنگين ميباشد.
ولي اله دبيدي روشن, سمانه افشان
PDF
چكيده
هدف: هدف از اين پژوهش بررسي اثر يك دوره تمرين استقامتي بر كلاژن 18 پلاسمايي و عضله قلبي موشهاي نر ويستار بود.
و تمرين (C) 135 گرم) به طور تصادفي به دو گروه كنترل - 6 هفتهاي و 125 - روش شناسي: 16 سر موش صحرايي نر ويستار ( 4
تقسيم شدند. برنامه تمريني شامل 8 هفته، 5 روز در هفته، به مدت 20 تا 60 دقيقه و سرعت 28 تا 34 متر در دقيقه بود. (T)
72 ساعت پس از آخرين جلسه تمريني نمونهگيري خون و بافت برداري انجام شد. مقدار كلاژن 18 به روش الايزا اندازهگيري شد.
تجزيه و تحليل شد. نتايج: مقدار كلاژن 18 پلاسمايي α<0/ مستقل در سطح معنيداري 05 t دادهها با استفاده از
پس از هشت هفته فعاليت (T=40/476±11/933 ،C=20/080±3/ و عضله قلبي ( 169 (T=0/839±0/079 ،C=0/721±0/142)
بحث و نتيجهگيري: افزايش كلاژن .( P=0/ ورزشي افزايش داشت، ولي اين افزايش فقط در سطح عضله قلبي معنيدار بود ( 046
18 احتمالاً نشان دهنده تأثير فعاليتهاي ورزشي بر مهار رگزايي بوده و گواه ديگري بر اثرات ضد سرطاني فعاليتهاي ورزشي
ميباشد.
حجت الله نيك بخت, احمد عبدی, خسرو ابراهیم
PDF
چكيده
هدف: هدف تحقيق حاضر، بررسي اثر 16 هفته تمرين هوازي منتخب بر استئوپونتين و استئوكلسين سرمي در زنان ميانسال
39 سال)، كه هيچ گونه /375±3/ غيرفعال بود. روش شناسي: در اين مطالعه نيمه تجربي، 16 نفر از زنان ميانسال غير فعال ( 667
فعاليت بدني منظمي نداشتند، بطور انتخابي به عنوان آزمودنيهاي تحقيق انتخاب و بطور تصادفي به دو گروه تجربي ( 9 نفر) و كنترل ( 7
نفر) تقسيم شدند. نمونههاي خوني ناشتايي قبل و بعد از 16 هفته تمرين هوازي جمعآوري شد. تمرينات منتخب هوازي با
همبسته و يومان t شدت 65 تا 70 % ضربان قلب هدف هر فرد، سه جلسه در هفته و به مدت 16 هفته انجام شد. از آزمون
استفاده شد. α ≤0/ ويتني براي مقايسه تغييرات درون گروهي و بين گروهي استئوپونتين و استئوكلسين در سطح معنيداري 05
نتايج: نتايج بين گروهي تفاوت معنيداري را در تغييرات استئوپونتين و استئوكلسين گروه تمرين نسبت به گروه كنترل نشان داد (به
در مقايسههاي درون گروهي نيز گروه تمرين در هر دو شاخص افزايش معناداري را نشان داد .(p=0/ و 021 p=0/ ترتيب 023
اما گروه كنترل تغييرات معناداري نشان نداد. بحث و نتيجه گيري: به نظر ميرسد فعاليت هوازي طولاني مدت با .(p<0/05)
شدت متوسط براي تغيير سبك زندگي زنان ميانسال با هدف تقويت پروتئينهاي مؤثر بر چگالي استخوان و جلوگيري از پوكي استخوان
مفيد باشد.
هاجر عباس زاده صورتي, خسرو ابراهیم, حجت الله نیک بخت
PDF
چكيده
زمينه: سندرم پيش قاعدگي شامل علائم متعدد آزاردهنده جسماني و رواني ميباشد كه در هفته قبل از قاعدگي آغاز ميشوند.
برخي از پژوهشها، فعاليتهاي منظم جسماني و هوازي را، به عنوان يك شيوه درماني غيرداروئي براي اين سندرم، توصيه
ميكنند. در برخي تحقيقات نيز، به اهميت دارا بودن توده بدني سالم در جلوگيري از بروز اين سندرم اشاره شده است. هدف اين
پژوهش، بررسي ارتباط بين آمادگي قلبي تنفسي و نسبت دور كمر به دور لگن با ويژگيهاي جسماني و رواني سندرم پيش
18 سال، 60 داوطلب بطور هدفمند - قاعدگي بود. روشها: روش پژوهش توصيفي از نوع همبستگي بود. از بين دختران دانشجوي 25
در پژوهش شركت داده شدند. به منظور بررسي سندرم پيش قاعدگي، از پرسشنامه اختلالات قاعدگي موس استفاده شد. توان
هوازي از طريق آزمون بروس بر روي نوارگردان برآورد شد . دور كمر و دور لگن آزمودنيها اندازهگيري شد و نسبت دور كمر به
دور لگن محاسبه شد. به منظور تجزيه و تحليل دادهها، از ضريب همبستگي پيرسون استفاده شد. يافتهها: نتايج نشان داد كه:
وجود دارد. اما بين (P≤0/ بين آمادگي توان هوازي و علائم جسماني و رواني سندرم پيش قاعدگي، رابطه مثبت و معناداري ( 05
نتيجه گيري: بالاتر بودن ميزان آمادگي .(P>0/ نسبت دور كمر به دور لگن و علائم اين سندرم، رابطه معناداري وجود ندارد ( 05
قلبي تنفسي كه احتمالاً حاصل انجام فعاليت ورزشي و روزانه است ، عامل مهم مرتبط با كاهش علائم سندرم پيش قاعدگي باشد.
انسیه شهرجوي حقيقي, مریم كوشكي جهرمي
PDF
چكيده
هدف: هدف از اجراي تحقيق حاضر بررسي تأثير چهار هفته تمرينات اينتروال شديد همراه با مصرف مكمل كراتين بر تركيبات
بدن و عملكرد سرعتي دانشجويان دختر شناگر آماتور ميباشد. روششناسي: آزمودنيهاي تحقيق شامل 30 دختر شناگر آماتور
57 كيلوگرم انتخاب و به طور تصادفي د ر سه گروه 10 ± 6/ 22 سال و ميانگين وزن 31 /10 ±1/ شهر اهواز با ميانگين سني 41
نفره (مكمل كراتين، شبه دارو و كنترل) قرار گرفتند. گروه مكمل كراتين و شبه دارو به ترتيب، طي دوره بارگيري به مدت 5 روز و
هر روز 20 گرم ( 2 وعده 10 گرمي) و در ادامه روزي 2 گرم مكمل كراتين و شبه دارو (آرد نخودچي) دريافت كردند. هر دو گروه
85 % ضربان قلب بيشينه شركت ك ردند . - مكمل و شبه دارو در يك دوره 4 هفتهاي تمرينات اينتروال شديد شنا با شدت 90
آزمون تركيب بدني جهت اندازهگيري فاكتورهاي مربوط به تركيب بدني و آزمون كرال سينه 25 متر جهت اندازه گيري عملكرد
سرعتي در دو مرحله قبل و بعد از 4 هفته تمرين و مصرف مكمل اجرا شد. نتايج: نتايج نشان داد كه چهار هفته تمرينات اينتروال
شديد همراه با مصرف مكمل كراتين بر تركيب بدني آزمودنيها بيتأثير بوده است اما بر عملكرد سرعتي آزمودنيهاي گروه مكمل
+ تمرين و شبه دارو + تمرين تأثير مثبت داشته است. بحث و نتيجهگيري: به طور كلي ميتوان چنين بيان كرد، از آنجا كه
مصرف مكمل كراتين منجر به افزايش ذخيره كراتين عضله ميشود، عملكرد دستگاه انرژي فسفاژن و در پي آن اجراهاي كوتاه
مدت و شديد بهبود مييابد. از سوي ديگرآزمودنيهاي تحقيق حاضر آماتور بودند و يكي از عوامل بهبود ركورد در اين آزمودني ها
(گروه مكمل و گروه شبه دارو) را ميتوان عامل يادگيري و تأثير تمرين دانست.
صدیقه اسلامی, جمشید همتی, مهتاب نجفی
PDF
چكيده
هدف تحقيق: هدف از پژوهش حاضر، بررسي تعيين اثر حاد كشش ايستا و پويا پيش از فعاليت زير بيشينه بر اقتصاد دويدن و برخي عوامل
هموديناميكي در مردان فوتباليست بود. روش تحقيق: بدين منظور 12 فوتباليست شركت كننده در رقابت هاي فوتبال ارتش جمهوري اسلامي
(BMI) 8 درصد؛ شاخص توده بدن /7 ±1/ 69 كيلوگرم؛ چربي 12 /75 ±3/ 175 سانتي متر؛ وزن، 95 ±6/ 21 سال؛ قد، 11 /08 ±1/ ايران (سن، 24
44 ميلي ليتر بركيلو گرم بر دقيقه) مورد مطالعه قرار گرفتند. پس از /33±4/ 22/66 كيلوگرم بر متر مربع و حداكثر اكسيژن مصرفي 22 ±1/27
تعيين حداكثر اكسيژن مصرفي، آزمودني ها در سه جلسه جداگانه، سه مداخله كشش ايستا، كشش پويا و بدون كشش را پيش از فعاليت
10 كيلو متر بر ساعت) به صورت ضربدري / زيربيشينه، 13 دقيقه دويدن روي نوارگردان با شدت 65 % حداكثر اكسيژن مصرفي (ميانگين سرعت 25
هنگام اجراي HR حالت يكنواخت فعاليت زير بيشينه)و VO اقتصاد دويدن ( 2 ،(VE VCO2 , Fb ,TV, RER) انجام دادند. متغيرهاي عوامل تنفسي
بلافاصله بعد از پايان آزمون با دستگاه فشار (SBP,DBP) آزمون با دستگاه تجزيه تحليل گازهاي تنفسي و ضربان سنج و عوامل هموديناميكي
HR ,VE VCO2,VO2 , Fb, TV ,RER ) سنج تعيين شدند. نتايج آزمون تحليل واريانس با سنجش تكراري در متغير هاي مورد بررسي
بين سه وضعيت (كشش ايستا، كشش پويا،كنترل) تفاوت معني داري نشان نداد. بطور كلي نتايج اين پژوهش نشان داد كه كشش (,SBP,DBP
حالت يكنواخت VO اقتصاد دويدن ( 2 ،(VE ,VCO2 , Fb, TV, RER) ايستا و پويا پيش از فعاليت زير بيشينه اثر معني داري بر عوامل تنفسي
ندارد. (SBP,DBP) فعاليت زير بيشينه)، ضربان قلب و عوامل هموديناميكي
حسین رادفر, ندا خالدی, حمید رجبی
PDF
چكيده
هدف: با توجه به اهميت پاسخهاي حاد شاخصهاي پلاكتي به انواع انقباض عضلاني كه پاسخ هاي هورموني و الگوهاي فعال سازي عصبي-عضلاني
متفاوتي نيز دارند، مطالعه حاضر جهت بررسي پاسخ حاد شاخصهاي پلاكتي به انواع مختلف انقباضات درون گراي هم تنش و هم جنبش پس از
26 سال) دو جلسه فعاليت مقاومتي هم تنش و هم جنبش /9±١/ فعاليت و دوره ريكاوري 1 ساعته طراحي شد. روش شناسي: ده مرد سالم ( ٧
بر روي عضلات چهار سر هر دو پا را با استفاده از دستگاه بايودكس 4 (MVIT70 با شدت حدود 40 % حداكثر گشتاور ارادي ايزومتريك (
5) در قبل، بلافاصله بعد و انتهاي 1 ساعت ml) پيشرفته انجام دادند، كه هر جلسه با يك ساعت ريكاوري همراه بود. نمونه هاي خون سياهرگي
پهناي ،(MPV) ميانگين حجم پلاكتي ،(PLC-R%) درصد پلاكت هاي بزرگ ،(PLT) ريكاوري گرفته شد و براي اندازه گيري شمارش پلاكتي
و غلظت لاكتات مورد استفاده قرار گرفت. تغييرات حجم پلاسما با استفاده از مقادير هماتوكريت و هموگلوبين در انتهاي (PDW) توزيع پلاكتي
و PDW ، تصحيح شده PLT هر جلسه فعاليت محاسبه شد. نتايج: اگرچه هر دو جلسه حاد بدون در نظر گرفتن نوع انقباض با افزايش معنادار
پس از فعاليت و در دوره %PLC-R . اين افزايش موقتي بود و در انتهاي ريكاوري به سطوح قبل از فعاليت بازگشت .(P< همراه بود ( 0.05 MPV
با در نظر گرفتن نوع انقباض تفاوت معناداري MPV و PLC-R ، تصحيح شده PLT افزايش .(P> ريكاوري تغيير معناداري نشان نداد ( 0.05
نتيجه گيري: .(P< تصحيح نشده بودند كه تغييرات آنها در پاسخ به نوع انقباض متفاوت بود ( 0.05 PLT و PDW و تنها (P> نشان نداد ( 0.05
در مقايسه با فعاليت هم جنبش درون گرا همراه بود و نتايج نشان داد پس PDW و PLT در كل فعاليت درون گراي هم تنش با سطوح بالاتري از
از فعاليت هم جنبش درون گرا در حجم تمريني يكسان در مقايسه با انقباض هم تنش ميزان افزايش برخي شاخص هاي مهم پلاكتي و
ترومبوسيتوزيز كمتر است.
وريا طهماسبي, سجاد احمدی زاد, فريبرز هوانلو, علی اشرف جمشيدي
PDF